السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
7
تفسير الميزان ( فارسي )
( يكى را مفرد و يكى را جمع آورده ) براى اشاره به اين جهت است كه هدايت از مصاديق حق است و حق يكى است و هيچ فرق و تغايرى ميان مصاديق آن نيست ، به خلاف ضلالت كه مصاديق مختلفى دارد ، چون ضلالت ناشى از پيروى هواهاى نفسانى است كه با هم اختلاف دارند ، و افراد و مصاديق هوى يك جور نيستند و لذا در آيه « وَأَنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوه وَلا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِه » « 1 » راه خدا و حق را يك راه ( سبيل ) و راه ضلالت را چند راه ( سبل ) خوانده است . « لام » در جمله * ( « لِتُخْرِجَ النَّاسَ . . . » ) * « لام غرض » است - بنا بر آنچه گفتيم كه مقصود از ناس عموم مردم است - و اين معنا را افاده مىكند كه منظور از فرستادن قرآن ، بيرون كردن مردم از ظلمات به سوى نور است ، نه اينكه « لام عاقبت » « 2 » باشد چون اگر لام عاقبت مىبود ، لازم بود كه تمامى مردم عالم به قرآن ايمان آورده باشند و حال آنكه ايمان نياوردهاند . بعضى گفتهاند كه : ممكن است لام را براى عاقبت بگيريم و بگوييم تربيت الهى و بيرون كردن از ظلمات به سوى نور و رساندن خلق به سعادت و كمال واقعيشان شرايطى دارد ، كه يكى آمادگى و استعداد خلق است ، و اگر افرادى استعداد نداشته باشند هر چند كه فيض خدا عام بوده و عاقبت و هدف نهايى انزال قرآن هم تربيت عموم مردم است ولى تربيت نخواهند شد . پس هر چند كه عاقبت ، عموميت دارد ، ليكن مقدارى از آن امكان تحقق دارد ، نه همه آن .
--> ( 1 ) اين راه من است ، كه مستقيم است ، آن را پيروى كنيد و راههاى ديگر را نرويد كه اگر برويد از راه بيرون و پراكنده تان مىكنند . سوره انعام ، آيه 153 . ( 2 ) « لام عاقبت » ، به آن لامى مىگويند كه مدلولش امرى واقع شدنى باشد ، هر چند كه مورد غرض هم نباشد ، مانند لامى كه در آيه « * ( فَالْتَقَطَه آلُ فِرْعَوْنَ لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَحَزَناً ) * آل فرعون ، صندوقى كه موسى در آن بود از آب گرفتند تا براى آنان دشمن و مايه اندوه باشد » ( سوره قصص ، آيه 8 ) به كار رفته ، چون غرض آل فرعون از گرفتن صندوق اين نبود كه براى خود دشمن و مايه اندوه فراهم كنند ، ليكن نتيجه و عاقبت كارشان اين بود . بنا بر اين ، اگر لام در آيه مورد بحث هم لام عاقبت مىبود مىبايستى همه مردم عالم از ظلمتها به سوى نور بيرون شده باشند ، و چون مىبينيم چنين نشده مىفهميم كه لام مذكور ، لام غرض است و به آيه چنين معنايى مىدهد : « منظور از فرستادن رسولان و انزال كتب اين است كه مردم چنين و چنان شوند » .